برادران ترامپ چگونه با برندینگ در کریپتو ثروت آفریدند
شروع قصه ساده است اما نتیجه شوکآور. برادران ترامپ نام خانوادگی خود را در دل بازاری پرهیاهو به پول تبدیل کردند. آنها تکنولوژی نساختهاند، اما از نفوذ سیاسی و برندینگ برای ورود به فضای کرپیتو استفاده کردهاند. در عمل، این استراتژی پرسودتر از توسعه بلاکچین بوده است.
چشمانداز کلی و بازیگران اصلی
اریک، بارون و دونالد ترامپ جونیور راه ورود به کریپتو را از مسیر کلاسیک نرفتند. آنها بهجای تکیه بر تیمهای فنی یا ساخت زیرساختهای مالی، به انتشار و تبلیغ پروژههایی روی آوردند که نام خانواده را یدک میکشیدند. یکی از این پروژهها WLFI با قیمت ابتدایی 0.1507 دلار بود که به ادعای گزارشها از طریق فروش توکن و کارمزد تراکنشها بیش از 400 میلیون دلار درآمدزایی کرده است.
بارون؛ چهره جوان و «چشمانداز دیفای»
بارون ترامپ، جوان 19 ساله و دانشجوی کالج، با برچسب «چشمانداز دیفای» پشت WLFI ایستاده است. اگرچه او تجربه فنی گستردهای ندارد، سهامش در شرکت خانوادگی باعث شده دارایی خالص او بهطور تقریبی 150 میلیون دلار تخمین زده شود. این نمونه نشان میدهد که در دنیای امروز نام تجاری و داستانسرایی میتواند ارزش خلق کند؛ حتی بدون توسعه فنی عمیق.
اریک و دون جونیور؛ معدن و برندینگ
اریک و دون جونیور نیز مالکیت 20 درصدی شرکت American Bitcoin (ABTC)، حاصل ادغام با Hut 8 Corp، را بهدست آوردند. اریک نقش عمومیتر و پررنگتری گرفته و در رویدادهای عمومی و حتی در کنفرانس Consensus شرکت کرده است. تمرکز او بر استخراج و مسائل مرتبط با American Bitcoin نشان میدهد که برادران ترامپ ترکیبی از برندینگ و ورود به بخشهای سنتیتر صنعت کریپتو را انتخاب کردهاند.
برادران ترامپ؛ برند بیشتر از سازندگی
تاکتیک آنها ساده اما کارآمد است: ساختن یا حمایت از پروژههایی که بهسرعت بهواسطه نام خانوادگی جلب توجه میکنند. این مدل تجاری شباهتهایی با داستانهای موفقیت در بازار آلتکوینها دارد، جایی که برندینگ و جو رسانهای میتواند ارزش بازاری عظیمی ایجاد کند. نتایج اقتصادی این رویکرد نیز بلافاصله دیده شد؛ از فروش توکن تا کارمزد تراکنشها.
رقابت با سازندگان واقعی
در حالی که بسیاری از بازیگران کریپتو ساعتها کدنویسی و تحقیق انجام میدهند، برادران ترامپ نقش سفیر و بازاریاب را انتخاب کردهاند. این موضوع سوال اساسی را مطرح میکند: آیا موفقیت مالی آنها نشاندهنده تحول واقعی در اکوسیستم است یا صرفاً بهرهبرداری از برند و جو سیاسی؟ تحلیلگران بنیادی به دنبال پاسخهایی در مدل کسبوکار و شفافیت پروژهها هستند. برای خواندن تحلیلهای بنیادی مرتبط میتوانید به بخش تحلیل بنیادی دیجکس مراجعه کنید.
اقتصاد پشت WLFI و پروژههای مشابه
این پروژهها معمولاً از ترکیبی از عرضه توکن، فروش اولیه و کارمزد تراکنش سود میبرند. ادعاها درباره درآمد بیش از 400 میلیون دلار از طریق WLFI عمدتاً به فروش توکنهای برچسبخورده و مبادلات مکرر مرتبط است. این نوع درآمدزایی میتواند سریع و قابلتوجه باشد، اما ریسکهای قانونی، نظارتی و شهرتی را نیز همراه دارد.
ریسکها و سوالات باقیمانده
بزرگترین نگرانیها شامل شفافیت پروژهها، ارتباط مالی میان اعضای خانواده و شرکتها، و احتمال بهرهبرداری از مخاطبان سیاسی است. سرمایهگذاران و ناظران بازار باید دقیقاً بدانند چه مقدار از درآمد واقعی از فعالیت اقتصادی بهدست آمده و چه مقدار ناشی از فروش اولیه یا تبلیغات است.
نتیجهگیری: نام تجاری به جای بلاکچین
تجربه برادران ترامپ در کریپتو نشان میدهد که ورود به این فضا نیازی به ساخت فناوری ندارد؛ گاهی یک نام تجاری قدرتمند، کمی تبلیغات و نفوذ میتواند سریعتر از توسعه فنی بازدهی ایجاد کند. با این حال، این مدل کوتاهمدت ممکن است در طول زمان تحت فشار قوانین و اعتماد کاربران قرار بگیرد. برای دنبال کردن روندها و بررسیهای عمیقتر بازار میتوانید به تحلیلهای تحلیل بنیادی و مقالات آلتکوینهای دیجکس مراجعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر و گزارش اصلی به منبع: CoinDesk مراجعه کنید.


