حالا که متن کامل استراتژی امنیت ملی آمریکا منتشر شده، یک نکته ساده اما قدرتمند جلب توجه میکند: بیتکوین در فهرست اولویتها نیست. این غیبت پرسشی اساسی را پیش میآورد؛ آیا واشینگتن هنوز دارایی دیجیتال را صرفا یک ابزار مالی میداند و نه یک مزیت راهبردی؟
واکنش سریع دولت ترامپ به فضای کریپتو
از زمان روی کار آمدن دولت ترامپ امسال، تیم جدید گامهایی اعلاما دوستدار کریپتو برداشت. امضای دستوری برای لغو سیاستهای دوره بایدن، تشکیل کارگروه رئیسجمهور برای بازارهای دارایی دیجیتال، و اعلام مخالفت با CBDC از جمله این اقدامات بوده است. در عمل این اقدامات نشان میدهد که دولت قصد دارد فضای مقرراتی کریپتو را تغییر دهد؛ اما عدم اشاره به بیتکوین در سند امنیتی نشان میدهد که بین حمایت سیاسی و درک راهبردی فاصله وجود دارد.
ذخیره استراتژیک بیتکوین؛ تأمین با بیتکوین مصادرهشده
یکی از موارد جنجالی، تشکیل ذخیره استراتژیک بیتکوین بود. اما برخلاف انتظار برخی حامیان بازار، این ذخیره با خریدهای جدید تأمین نشد و دولت تصمیم گرفت از بیتکوینهای مصادرهشده برای پر کردن آن استفاده کند. این انتخاب هم بحثهای اخلاقی و هم پیامدهای بازار را به دنبال داشت. آیا استفاده از داراییهای مصادرهشده میتواند تکیهگاهی واقعی برای سیاست پولی یا ژئوپلیتیک فراهم کند؟
سیاستگذاری تکنولوژیک در برابر دارایی دیجیتال
متن استراتژی امنیت ملی بر هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و محاسبات کوانتومی تأکید میکند: «ما میخواهیم مطمئن شویم که فناوری و استانداردهای آمریکا — به ویژه در AI، بیوتکنولوژی و محاسبات کوانتومی — جهان را به جلو میراند.» این تمرکز نشان میدهد که دولت، این حوزهها را به عنوان موتور رقابت جهانی میبیند و نه لزوما بازارهای مالی نوظهور مانند بیتکوین یا زیرساختهای بلاکچینی.
پیامدهای عدم ذکر بیتکوین در راهبرد
حذف نام بیتکوین از سند میتواند معانی متعددی داشته باشد. نخست، ممکن است نشان دهد که دولت هنوز دارایی دیجیتال را در چارچوب ریسک و قانونگذاری میبیند و نه یک دارایی راهبردی. دوم، این غیبت میتواند به جامعه крипتو پیام دهد که حمایت سیاسی فعلی محدودتر از آن است که تصور میشد. در نهایت، بازارها ممکن است این سکوت را به عنوان شکاف در درک ریسکهای فناوری بخوانند و نوسان ایجاد کنند.
از مقررات تا بازار: اقدامات اجرایی و لغو پروندهها
علاوه بر سیاستگذاری عمومی، دولت ترامپ اقدامات اجرایی و قضایی مهمی انجام داده است. لغو برخی سیاستهای پیشین، فشار برای تصویب قانونهای جدید مانند GENIUS Act برای تنظیم استیبلکوینها، و نیز متوقف کردن یا کاهش پیگرد برخی پروندههای مرتبط با شرکتهای کریپتو بخشی از این رویکرد بوده است. این مجموعه اقدامات نشان میدهد که میزان حمایت از بازار واقعی است اما مرزهای آن نامشخص باقی مانده.
برای دنبالکردن تحلیلهای عمیقتر درباره بازار بیتکوین و روندهای تکنیکی میتوانید به تحلیلهای ما در بخش تحلیل بنیادی و گزارشهای بیتکوین مراجعه کنید.
آیا غیبت بیتکوین به معنی بیاهمیتی است؟
پاسخ کوتاه و روشن نیست. غیبت نام بیتکوین در یک سند راهبردی ملی لزوما به معنی چشمپوشی کامل نیست. ممکن است اولویتگذاریها بر اساس تهدیدها و فرصتهایی باشد که تصمیمگیران سیاسی بلافاصله آنها را راهبردی تشخیص دادهاند. اما از منظر جامعه کریپتو، این سکوت هشداردهنده است و نیاز به گفتوگوی عمیقتری درباره نقش فناوری بلاکچین در امنیت اقتصادی و ملی دارد.
جمعبندی و گامهای بعدی
دولت ترامپ نشان داده که میتواند در بعضی حوزهها رویکردی روشن به نفع بازار اتخاذ کند؛ اما همین دولت در تدوین استراتژی امنیتی کلان، دارایی دیجیتال را در مرکز توجه قرار نداده است. نتیجه این توازن نامطمئن، فضای مقرراتی و بازاری نیمهشفاف خواهد بود که میتواند برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. برای مطالعه بیشتر و دیدن دیدگاههای بینالمللی درباره این موضوع میتوانید گزارشهای رسانههای معتبر را دنبال کنید مثل گزارش CoinDesk.
در نهایت، پرسش اصلی باقی میماند: آیا بیتکوین خواهد توانست از چارچوب مالی صرف، به عنوان یک مولفه راهبردی در سیاستهای کلان ایالات متحده ارتقاء یابد؟ پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به گفتمان سیاسی آینده، عملکرد بازار و فشار جامعه فناوری بستگی دارد.


